تفاوت عشق و هوس{ در ارتباط دختر و پسر يا در ازدواج}
توجه داريد! يك فقدان تعادل ساده ميتواند به بحراني جدي بينجامد. بنابراين، زن با علامت فرستادن و به طور غيرمستقيم سكس خواستن، به درستي ميتواند از بخش مردانهي شوهرش حمايت كند- بخشي كه زن آرزوي آن را دارد و در خيالِ دنبال شدن توسط آن به سر ميبرد.
جالب است كه خود مردان نيز نميدانند سماجت زياد زن يا پيشدستياش در سكس ميتواند موجب افول انگيزهي آنان شود. بعضي از مردان در ابتدا از سماجت زن خيلي خوششان ميآيد؛ منتها پس از چندي متحير ميشوند كه چرا ديگر مجذوب آن زن نيستند يا چرا ناگهان زنان ديگر برايشان جذابتر ميشوند. زني كه در سكس سمج است، در ابتدا عالي به نظر ميرسد. شايد به خاطر اين كه مرد به اين طريق از خطر رد شدن و طرد شدن در امان ميماند؛ ولي اين كافي نيست. مرد از ماهيت خود دور شده، مسير اشتباهي را جلوي خود گرفته، پس صدمهاش را خواهد ديد.
زنان معمولاً شكايت ميكنند كه مايل به پيشدستي براي شروع سكس نيستند، ولي وقتي ميبينند مرد هم منتظر همين نشسته، خود را ناگزير به آن ميبينند. توصيهام اين است كه به جاي شروع كردن سكس، زن ميتواند توجهاش را به فرستادن اين پيام براي مرد معطوف كند كه اگر مرد سكس را شروع كند، با خطر طرد شدن رو به رو نيست.
هر از گاه شروع كردن سكس براي زن مسئلهاي ندارد. مسئله وقتي آغاز ميشود كه شروع كردنهايش مستمر شود. در اين صورت، سكس خواستن مرد كمتر و كمتر شده، و در طي زمان، علاقهاش را از دست ميدهد.
چه موقع زنان به سكس بيعلاقه ميشوند؟
سكس چقدر براي زن مهم است؟ آيا زن همپايهي مرد آن را ميخواهد؟ آيا به اندازهي مرد از آن لذت ميبرد؟ وقتي به نظر شوهر بيايد كه همسرش اهميتي همسان با او براي سكس قائل نيست، ناخواسته سرد ميشود. بدون پيامهاي واضح و مستمر زن، كه سكس را ميخواهد و از آن لذت ميبرد، مرد شيفتگي جنسياش را به او از دست ميدهد؛ و ناگهان زنان ناآشنا، زناني كه دست رد به سينهاش نگذاشتهاند، برايش جذابتر ميشوند.
در طول تاريخ، مردان در خارج از چارچوب ازدواج فعاليت جنسي بيشتري نسبت به زنان داشتهاند. بدون ارتباط خوب و بدون مهارتهاي عشقبازي و عشقورزي، زوجها پس از مدتي با هم بودن روابط جنسيشان رو به كاهش ميگذارد. در اين وضعيت، اگر زن كمبودش را در خيالپردازيهايش جبران كند، مرد چنين نيست. او آنچه ميخواهد، و آن اميال شهواني سركوب شدهاش، را در روابط نامشروع باز ميجويد.
پيشترها زن فقدان را به راحتي ميپذيرفت. براي زنان قديم، بسيار آسانتر از زنان امروزين بود كه نيازهاي جنسيشان را فداي حفظ خانه و خانواده كنند. براي آنها كانون خانواده حرف اول را ميزد؛ و در اين ميان، خواهش جنسي امري تجملي بود كه امكانش را نداشتند. متأسفانه، بر حسب آنچه گذشت، مردان وقتي شور جنسي را آن گونه كه ميخواستند، در زن نميديدند، محتاطانه سكس را در جاي ديگري ميجستند.
با چرخش انرژي جنسي مرد به سمت ديگر، براي زن همهچيز مشكلتر ميشد؛ و ديگر برايش دشوارتر بود آن اندازه احساس رضايت عاطفي كند كه شور و شهوتش را براي مرد زنده نگه دارد. در نتيجه، او در تنگناي خويش ميفرسود. كانون خانواده حفظ ميشد، ولي عشقبازي و مهر جسماني رنگ ميباخت.
مردان نميدانستند واقعاً ميتوانند زن را دوباره برانگيزند. آنان فوت و فنهايي كه ما اكنون بلديم، در اختيار نداشتند. راز ونوسيها سر به مهر بود و امكاني براي گشودن آن وجود نداشت. اما، امروز با شناخت عميقتر جنس مخالف، ما ميتوانيم آتش شهوت را، حتي وقتي خاموش شده، شعلهور سازيم. در فصل بعد، شعلهور ساختن مجدد آتش عشق را مورد بررسي قرار ميدهيم.
خرید وفروش دامنه فارسی
