عوامل جسمي چقدر در تغيير گرايش جنسي نقش دارند
کلیه حرکات با توضیحات کامل و علمی میباشد کلیک کنید
***************************************************
اخيراً ذهن دانشجويان نكته بين اين رشته از علم پزشكي را بخود مشغول كرده مسئله اي است كه هنوز به درستي مشخص نشده است. رسيدن به پاسخي درخورد در اين مورد از آنجا اهميت مي يابد كه همواره اين سوال فرهنگي اجتماعي سياسي مهم مطرح بوده است كه آيا همجنسگرايي يك اجبار يا يك اختيار است؟ شايد بار اخلاقي و نحوه برخورد منطقي ما با اين پديده به اندازه زيادي به پاسخ چنين پرسشي بستگي داشته باشد. اگر (و فقط اگر) ثابت شود كه فرد به خواست خود همجنسگرايي را انتخاب نكرده است و دركنار "تعليم و تشويق" محيطي عوامل دروني خاصي در همجنسگرايي وي موثر بوده است. در واقع سوال مهمي كه باز به ذهن خطور ميكند اين است كه با وجوديكه همجنسگراها (بطور معمول) در طول حيات بشر مايل به ازدواج و ازدياد نسل نبوده و به اصطلاح عقيم اند و از طرف ديگر حياتشان اغلب در اجتماعات مختلف مورد تهديد واقع شده و با توجه به تئوري انتخاب طبيعي نسل شان رو به زوال بوده است، پس چرا همچنان در اجتماع هويتي به نام همجنسگرايي ديده شده و به حيات خود ادامه ميدهد؟
آنچه مسلم است اين است كه در بسياري از اتفاقات و اختلالات و تغييرات مربوط به حوضه انسان، امروزه نگاه تك بعدي به كناري گذاشته شده است و نظر بر اين است كه نقش عوامل جسمي از يكطرف و عوامل محيطي از طرف ديگر بايد در مجموعه علل بروز يك پديده يا اختلال يا سندرم يا بيماري مدنظر قرار داشته باشد. درمورد گرايش جنسي انسان و عوام موثر در گرايش جنسي نيز دانش پژوهان سعي داشته اند كه ميزان تأثير عوامل جسمي و محيطي بر تغيير گرايش جنسي را بررسي كنند. گذشته از اينكه همجنسگرايي را اختلال فرض بكنيم يا نه اينكه چه عوامل باعث ميشود تا يك فرد بر خلاف اكثريت افراد يك جامعه در گرايشات جنسي همجنس خود را بر جنس مقابل ترجيح دهد موضوعي است كه به هرحال قابل بررسي است. اگر ما به درستي اين عوامل جسمي (واسطه هاي شيميايي، هورمونها، ژنها و انواع تغييرات درون سلولي) و يا محيطي (نوع روابط فرد با نزديكان در كودكي، پس زمينه فرهنگي، آموزش و مسائل خانوادگي و صدمات روحي و تعارضات جنسي) را بشناسيم آنگاه ميتوانيم به اين سوال وسوسه انگيز جواب دهيم كه آيا روزي امكان پذير خواهد شد كه تزريق يك ماده شيميايي يا تحريك يك كانون عصبي بر گرايش جنسي فرد تأثير گذار باشيم؟
در مورد عوامل جسمي احتمالي موثر در گرايش جنسي در دو مقاله قبلي به عوامل ژنتيك و اثرات تحريك موضعي مغز در گرايشات جنسي افراد ا شاره كرده ايم كه شما خواننده علاقمند را به آنها ارجاع ميدهيم. همچنين ضمن بررسي وجود احتمالي همجنسگرايي در حيوانات در آن مقاله به بررسي هاي اشاره كرديم كه قسمت مشخصي از مغز را در نوع گرايش جنسي موجود زنده موثر ميداند. اين قسمت ***ually dimorphic nucleus of the preoptic area يا بصورت خلاصه (SDN-POA) ناميده ميشود كه در هيپوتالاموس قدامي واقع است. منطقه اي كه نقش مهمي در تمايز بين ترشح هورمونهاي جنسي مردانه و زنانه و رفتارهاي جنسي ويژه آن دو بعهده دارد.
از اولين افرادي كه مدعي وجود تفاوتهاي جسمي در مغز يك فرد همجنسگرا با يك غيرهمجنسگرا بود ميتوان از آقاي Simon LeVay نام برد. وي طي بررسي روي مغز همجنسگرايان در مقايسه با غيرهمجنسگرايان مدعي شد اندازه توده هاي عصبي خاصي در هيپوتالاموس - Interstitial Nuclei of the Anterior Hypothalamus يا (INAH 1-4) - بين اين دو گروه با هم فرق دارد. در واقع اندازه اين توده ها در زنان كوچكتر از مردان است كه از اين نظر مردان همجنسگرا به زنان شبيه بودند. هرچند اعتراضات زيادي به چنين نتيجه گيري واقع شد (كه خارج از موضوع بحث ماست) اما اين سرآغاز توج دانش پژوهان به تفاوت هاي عصبي احتمالي همجنسگرايان بود.
Blanchard و Klassen در 1997 ادعا كردند كه بدنيا آوردن هر فرزند پسر احتمال همجنسگرا شدن پسر بعدي (نسبت به جمعيت عادي) را 33 درصد افزايش ميدهد. بعبارت ديگر احتمال اينكه برادر دوم همجنسگرا شود بيشتر از برادر اول است و احتمال همجنسگرا شدن برادر سوم و چهارم بيش از برادرهاي قبلي است. اين فرضيه مطرح شد كه وجود آنتي ژن HY در جنين پسر منجر به بروز واكنش سيستم ايمني مادر و توليد آنتي بادي هاي ضد آن ميشود. در جنين بعدي اين آنتي بادي ها باعث تضعيف اثر اين آنتي ژن ها در "مردانه كردن مراكز مغزي" ميشود. البته فرضيه هاي ديگري نيز در توضيح اين ادعا مطرح بود. از ديگر فرضيه هاي مطرح عدم اثر بجا و به موقع هرمونهاي مردانه و زنانه بر مغز جنين و توقف فرآيند مردان شدن مغز يك جنين مذكر (يا زنانه شدن يك جنين مونث) است. از آنجائيكه حضور به موقع هورمون تستوسترون براي تكامل مراكز مغزي موثر در خصوصيات جنسي لمردانه لازم است فرض بر اين است كه هر عاملي كه مانع از اثر به موقع اين هورمون شود ميتواند در تغيير گرايش جنسي فرد داراي نقش مهمي باشد.
اما يكي ديگر از سوالهاي مهمي كه اشاره كرديد اين است كه آيا همجنسگرايي نيز يك نوع اختلال هويت جنسي است؟ از نظر طبقه بندي اختلالات جنسي پاسخ شما منفي است. مردان و زنان مبتلا به اختلال هويت جنسي (ترانس سكچوال ها) افرادي هستند كه هويت جنسي خود بعنوان يك مرد يا يك زن را قبول ندارند يعني با وجود ظاهري مردانه خود را زن ميدانند و يا با وجود ظاهري زنانه خود را خود را مرد ميدانند اما دچار اختلال گرايش جنسي نيستند. اما برعكس آنها همجنسگراها - بنا به تعريف- دچار اختلال هويت جنسي نيستند يعني اگر ظاهر مردانه دارند خود را مرد ميدانند و اگر ظاهر زنانه دارند خود را زن ميدانند و مايل به تغيير جنسيت نيستند. البته بعضي بررسي ها نشان داده است كه تا 60 درصد از همجنسگرايان نيز از كودكي رفتارهاي مطابق با جنس مقابل داشته اند. بدين ترتيب گاهي ممكن است افتراق بين يك "اوا خواهر" و يك همجنسگرا كمي مشكل شود. بايد توجه كنيد كه تلاش براي گنجاندن رفتارهاي انساني در قالب هاي از پيش محدود شده و تعريف شده هميشه هم به راحتي امكان پذير نيست. انسان موجود عجيب و پيچيده ايست و تلاش هاي ما براي شناخت او در ابتداي راه قرار دارد. همانطور كه پيش از اين اشاره كرديم همجنسگرايي بيش از آنكه بعنوان يك هويت مستقل ديده شود طيف وسيعي از احساسات و تمايلات انساني است كه هريك از ما در يك نقطه از آن قرار داريم. اين گرايشات در يك نفر ناچيز و قابل صرفنظر است و در ديگري شديد و غيرقابل اغماض است.
در مورد احتمال تغيير گرايش جنسي انسان متأسفانه روش هاي تأييد شده اي براي تغيير گرايش جنسي يك همجنسگرا وجود ندارد و تقريباً بسياري از امكان تغيير گرايشات تثبيت شده يك همجنسگرا به كمك تكنيك هاي درماني شناخته شده اي چون رفتار درماني و شناخت درماني نااميد شده اند. البته كوشش ها در اين زمينه - بخصوص از ناحيه دانش پژوهان مذهبي تر- ادامه دارد. در مورد تصور تبديل انسانهاي غيرهمجنسگرا به همجنسگرا نيز موضوع جالبي است كه اتفاقاً از مدتها قبل به ذهن خود من هم رسيده بود. يك موضوع سينمايي بكر كه ظاهراً هنوز كسي به فكر ساختن فيلمي با اين موضوع نيافتاده است. اگر كمي باهوش باشيد ميتوانيد حدس بزنيد احتمالاً كدام كارگردان فرصت ساخت چنين فيلمي را از ديگران مي ربايد. درست حدس زديد: آنگ لي كارگردان تايواني فيلم هاي تقدير شده "كوهستان بروكبك" و "شهوت، احتياط"!
