نقش نماز در شخصيت جوانان
نقش نماز در شخصيت جوانان براي پرداختن به اين موضوع كه نماز در ساختار شخصيت جوان، موجد چه آثاري بوده و نقش و تأثير آن تا چه حدي است به نظر ميرسد كه تبيين و توضيح چند مطلب در اين باب لازم و ضروري باشد. نخست حقيقت و روح نماز است و ديگري اهميت دوران نوجواني و جواني و نيز روحيه انفعالي و تأثير پذيري اين نسل (نسل جوان) در مقابل عوامل خارجي است. به نظر ميرسد تا وقتي كه مطالب و مسائل مزبور روشن نشود و جايگاه خود را پيدا نكنند فوايد و آثار اين امر عبادي يعني نماز در زندگي جوانان در پرده اي از ابهام خواهد ماند و قطعاً موضوع مورد بحث، موضع و جايگاه حقيقي خود را پيدا نكند. لذا به همين خاطر ابتدا به مطالب مزبور پرداخته، سپس ارتباط نماز با تعديل و تكامل شخصيتي و ايفاي نقش آن در زندگي فردي و اجتماعي جوانان را بيان خواهيم كرد. روح و حقيقت نمازنماز لفظ و واژه اي است كه در متون ديني ما بعنوان «صلاة» از آن ياد شده و داراي معاني متعدّدي بوده كه يكي از آن معاني، همين عمل مخصوصي است كه به نام « نماز» در دين اسلام تشريع شده است. اين لفظ در برخي از آيات به معناي سلام و تحيت آمده است آنجا كه خداوند در قرآن مي فرمايند:إنَّ الله وملائكته يصلّون علي النّبي يا ايها الذين آمنوا صلّوا عليه وسلّموا تسليماً.«همانا خداوند و فرشتگان بر پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) درود ميفرستند شما هم اي اهل ايمان بر او صلوات و درود بفرستيد و با تعظيم بر او سلام گوئيد» و در آيه ديگر با اشاره به همين معني ميفرمايند: هو الذي يصلي عليكم وملائكته «اوست خدايي كه هم او و هم فرشتگانش بر شما تحيت و رحمت ميفرستند» و به معناي دعا هم در برخي از آيات آمده است. آنجا كه به پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) دستور گرفتن زكات داده ميشود خداوند ميفرمايد بعد از گرفتن زكات براي آنها و در حقشان دعا كن. خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم وتزكيهم بها وصلّ عليهم إنّ صلواتك سكن لهم«اي رسول ما، تو از مؤمنان صدقات را بگير تا بدان واسطه نفوس آنان را پاكيزه سازي و آنها را به دعاي خير ياد كن همانا دعاي تو در حق آنان، موجب تسلي خاطر آنهاست «صلاة» به هر دو معناي مزبور كه در حقيقت به معناي واحد بر ميگردند كه همان دعا باشد مورد بحث ما نيست بلكه مراد از «صلاة» همان معنايي است كه با طريق مشخص و با اركان مخصوص و جزئيات معين از طرف شارع مقدس، حقيقت پيدا كرده است و پيامبر خاتم(صلي الله عليه وآله وسلم) آن حقيقت نازله را در عمل تشريع و خود، آن را تحقق عملي بخشيد. نه تنها شخص پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) در طول عمرش به عمل بدان پاي بند بود بلكه همه مسلمين موظف بودند كه آن را شبانه روز پنج بار بجاي آورند. اَقم الصلاة لدلوك الشمس الي غسق الليل«نماز را از زوال خورشيد تا نهايت تاريكي شب برپا دار»كه اين آيه اشاره اجمالي به نمازهاي پنج گانه دارد. نماز با اين شيوه مرسوم كه مصداق آن براي همه مسلمين روشن و آشكار است چيزي نيست كه مورد فهم و درك نباشد چون آنچه كه از سنّت رسول اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم)و اهل بيتش استفاده ميشود پر واضح است كه اين تلقي از نماز يعني اعمال مخصوصه اي كه با تكبيرة الاحرام شروع و به سلام ختم ميگردد. و اين است معناي ديگري كه از آيات استفاده ميشود. آنچه كه مسلّم است اين است كه اين عمل ظاهري كه اصطلاحاً بدان نماز گفته ميشود تمام حقيقت نماز نيست بلكه اين صورت و چهره ظاهري آن است. نماز امري است الهي كه تحقق آن همانند ساير امور داراي ظاهر و باطن است كه در متون ديني به هر دو جهت آن اشارت رفته است. تصوير ظاهري نماز همان است كه با اعمال مخصوصه انجام گيرد و حفظ آن نيز فرض و واجب است امّا روح و باطن نماز عبارتست از: اخلاص، حضور قلب، ذكر خداوند و تعظيم در مقابل او، اميد و دلبستگي به ذات ربوبي، اعتماد و ركون به وجود سرمدي و محو شدن در مقابل ذات يكتايي كه در مقابل عظمت و جلالت او قيام نموده است. حقيقت نماز اعم از معناي ظاهر و باطن است و محدود و محصور نمودن آن به ظاهر، چون محدود نمودن حقيقت انسان و انسانيت او به جسم مادي است. همانطور كه حقيقت انسان در اين جسم خاكي و هيكل مادي قالب گيري شده و به اطوار مختلف و گوناگون درآمده و به اين شكل ظاهري وجود يافته است چنانچه خداوند فرمايد: وقد خلقتكم اطواراً « و به تحقيق شما را به صورت گوناگون آفريد»حقيقت نماز هم چون ساير امور در باطن و روح او نهفته شده كه اين قالب و صورت را پذيرا شده است هرگاه آن حقيقت بخواهد در عالم خارج تحقق يابد قطعاً بايد در همين طور و قالب خاص باشد و در غير اين صورت نماز نبوده بلكه پديده ديگري است. هرگاه اين قالب خاص و صورت ظاهري نماز با روح و باطن آن آميخته و قرين گردد نماز حقيقت خود را يافته و تأثير خود را ميگذارد. در چنين صورتي است كه اين امر الهي، ستون دين، معراج مؤمنين، روشنگر چهره مسلمين، مقرِّب متقين، مكمّل اخلاص مخلصين، مبعِّد خصائص ملحدين، مسوِّد چهره شياطين، ومميز مؤمنين از كافرين، قرار ميگيرد. پس نمازي كه فقط ظاهر داشته باشد و فاقد روح باشد مُعطي شي نخواهد بود. بنابر اين قيام به ظاهر آن، تحركي در نماز گزار ايجاد نخواهد كرد و از سوي ذات باري به اين نماز اقبال و توجهي نيست چنانچه از رسول گرامي اسلام(صلي الله عليه وآله وسلم) روايت شده كه فرمودند: «خداوند متعال نظر نمي افكند به نمازي كه آدمي دل خود را با بدن خود به نماز حاضر نكند»14. پس حقيقت نماز اعم از صورت ظاهري و معناي باطني است و تمسك به هر يك از اين دو بدون ديگري نماز نيست در نتيجه هم كساني كه به ظاهر آن تشبث جسته و از روح آن بيخبرند از حقيقت نماز غافلند و هم آنانكه نماز نمي خوانند و ادعا دارند كه ما به معنا و حقيقت آن رسيده ايم معرفتي از نماز ندارند چون نماز در هر دو صورت فاقد حقيقت است.نقش نماز و تعاليم ديني در شخصيت جواناناينكه در انسان تمايلات و گرايشاتي وجوددارد كه او را متوجه به اهدافي مي سازد و مي خواهد با دست يابي به آن اهداف خود را تسكين و اطمينان ببخشد نشانه آن است كه بايد چنين ملجائي وجود داشته باشد. چون اقتضاي حكمت بالغه الهي اين است كه هيچ نيازي را بدون پاسخ نگذارد. آري اگر انسان احساس عطش و گرسنگي مي كند بايد آب و طعامي باشد تا رفع تشنگي و گرسنگي نمايد. حال بايد ديد كه چه عواملي اضطراب او را رفع مي كنند و چه دارويي براي او شفا بخش است و كدام طبيب به درد او عالم مي باشد؟ ترديدي نيست كه روح و حقيقت تعاليم دين به نيازهاي روحي و گرايشات غريزي و فطري او برگشت مي كند و با جزم و يقين مي توان گفت كه هيچ يك از دستورات دين بي ارتباط با تكامل انساني او نيست. «جان و جوهر پاسخ اسلامي به دنياي متجدد در جهات ديني و معنوي و فكري زندگي بشر نهفته است، همين جهات است كه كردار بشر و نحوه تلقي او را از جهان پيرامون رقم مي زند. مهمترين پاسخ يك جوان مسلمان و مهمترين گامي كه بايد او پيش از هر چيز بردارد اين است كه قوت ايمان خود را حفظ كند و اعتمادش را به صدق و اعتبار وحي اسلامي از دست ندهد. دنياي متجدد به تدريج تباه شده است و در صدد است همه آنچه را كه مقدس و طبعاً ديني است از بين ببرد و بخصوص با اسلام به عنوان ديني كه از نگرش قدسي نسبت به زندگي و قانون الهي در برگيرنده همه افعال و اعمال بشر عدول نكرده است مخالفت دارد. اكثر مشترقان غربي حدود دو قرن به اسلام مي تاخته اند و سعي داشته اند به مسلمين ياد دهند كه دين خود را چگونه بفهمند».همه اين تلاشها بدان جهت صورت مي گيرد كه اسلام چون مسيحيت و يهوديت تحريف نشده و متون واقعي آن در دست است و پاسخ همه معضلات را مي توان در او جست. در متن و منبع همين دين (قرآن) به مسلمانان تعليم داده مي شود كه قرآن شفاي همه امراض قلبي انسانهاست قد جاءتكم موعظةٌ من ربكم وشفاءٌ لما في الصدور. « اندرزي از سوي پروردگارتان براي شما آمد و درمان آنچه كه در سينه هاست»و خداوند، عالِم به سرّ و علن همه موجودات بوده پس تنها طبيب حاذق اوست و قرآن تنها نسخه كاملي است كه با عمل بدان مي توان سلامت كامل را بدست آورد چنانچه علي(عليه السلام) فرموده اند: «از قرآن براي بيماري هاي خود شفا طلب كنيد و براي حل مشكلات خويش به آن استعانت بجوئيد چه اينكه ؛قرآن شفاي بزرگترين دردهاست كه آن درد كفر و نفاق و گمراهي است.»و نيز در همين دين تأكيد بسيار رفته است به اينكه اطمينان قلبي شما انسانها در گرو ياد الهي است. الا بذكر الله تطمئنّ القلوب «آگاه باشيد كه با ذكر و ياد خدا دلها آرامش مي يابد»پس تنها ملجأ و پناهگاه واقعي، اتصال قلوب به عالم لاهوت و سپردن دل به دست صاحبدل و توجه كامل به خالق قادر است تا اينكه خود را بدان وابسته بيند و از غير او دل بركند و پاسخ اصلي و برآوردن همه نياز و فقر خود را در بي نيازي و غناي او يابد و هدايت خويش را در عمل به دستورات و تعاليم او بداند و تعديل شخصيت و تكميل انسانيت خود را در انس و آشنايي با تعاليم قرآن و دستورات اسلام جستجو نمايد.گوشه ای از نقش نماز در امور زندگی و هدف خلقت ، در قرآنگوشه ای از نقش نماز در امور زندگی و هدف خلقت ، در قرآن((و استعینوا بالصبر و الصلاة ؛ و از صبر و نماز یاری بجویید)).(بقره:45)((به راستی که نماز با زمان معین بر مومنان واجب است)).(نساء:103)برخی ازآیات قرآن نیز به صورت غیر مستقیم به پی آمد های اقامه یا ترک نماز اشاره دارند که نشان از مقام نماز و دیدگاه قرآن نسبت به آن است:یک- ثبات روحی در اثر نماز((انسان حریص آفریده شده است ؛ هنگامی که به او شر وارد شود جزع و بیتابی می کند و هنگامی که به او خیر رسد منع می کند(بخل می کند) مگر نمازگزاران.))(معارج:22-19)دو - سقوط در دوزخ در اثر ترک نماز((هرکس به آنچه کسب کرده است ، در گرو خواهد بود ، مگر اصحاب یمین که در بهشت ها از گناهکاران می پرسند که چه چیز شما را در آتش افکند، گویند که ما از نمازگزاران نبودیم)).(مدثر:43-38)هنگامی که خداوند در قرآن می خواهد سقوط قوم بنی اسرائیل را بیان کند ، دلیل سقوط و انحطاط آن ها را ترک نماز و بهتبع آن پیروی از شهوات می داند:((پس بعد از آن ها گروهی جانشین آنان شد که نماز را ضایع کردند و از شهوات پیروی نمودند پس به زودی در آتش افکنده شوند)).(مریم:59)سه - تاکید بر اهمیت نمازوقتی قرآن وظایف الهی قومی رابیان می کند ، یا نشانه ها و ویژگی های اهل ایمان و گروه های مختلفی را که خداوند از آن ها تمجید می کند ، بر می شمارد، از نماز و اقامه آن یاد شده است :((به تحقیق که مومنان رستگار شدند ، آن کسانی که در نمازشان خاشع اند)).(مومنون :1و2)در قرآن کریم افزون بر مطالب بالا ، در مورد آداب نماز و برخی احکام دیگر آن دستور هایی آمده است از قبیل حفاظت از نماز، حضور قلب و توجه در نماز ،مقدماتی برای نماز مثل قبله و وضو و غسل و تیمم و ....نقش نماز در روابط اجتماعیمقدمه:انسان موجودی است مدنی الطبع و چند بُعدی. فطرتش او را به طیفگرایی میكشاند و او را از بُعد درون گرایی به برون گرایی گسیل میدارد. هجرت آدم از جنّت و سكونت در ارض، و یا به قول مادّیون، هبوط او از غار به دشت و سیر مراحل كوچ به روستا، شهرك، شهر و دست یابی به تمدّن و تشكیل انجمن، شورا و مجمع نظریه جمع گرایی را تأیید میكنند.گر چه «نماز» ارتباط انسان با خداوند منّان است، عامل پیوند همبستگی انسانها بایكدیگر نیز میباشد. در طول تاریخ یك قانون و یك سنّت حاكم بوده است و آن اینكه:روابط اجتماعی آدمهای یك مجموعه كه بر اساس مادیّات و جذب منافع، علی الظاهر استوار بوده است دوامی نیافته و چند صباح بعد، شیرازه ارتباط از هم گسیخته است.لیكن ارتباطات جمعی كه بر پایه خدا و خدا محوری استوار بوده و مفاهیم:1 ـ واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا (آیه 103 سوره آل عمران)2 ـ یا ایهاالذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا الله لعلكم تفلحون (آیه 200 سوره آل عمران)را جزو دستور كار جمع خود قرار داده است، علاوه بر ایجاد حس اعتماد بین مجموعه، پایداری را در پی داشته است.مظهر اعلای این ارتباط جمعی را در مسجدالحرام و مسجدالنبی (ص) كه از اقوام و ملل با زبانهای متفاوت گرد میآیند مشاهده میكنیم.راهكارهای اجرایی ارتباط جمعی در پرتو نمازعوامل ذیل و راز و رمزهای نماز به عنوان راهكارهای اجرایی در تحقق ارتباط جمعی مرتبط با نماز قلمداد شده است:1) نقل است پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ بعد از اتمام نماز، رو به مأمومین مینشست تا بعد از ارتباط با خدا، ارتباط عاطفی با مخلوق هم پیدا شود و اگر مأمومی دیده نمیشد، سراغ او را میگرفتند، در صورتی كه بیمار یا گرفتار بود، مشكل او را مرتفع میساختند.2) سفارش شده است دست خالی به مسجد نروید، زیرا نیازمندانی كه به مسجد مراجعه میكنند نومید از خانه خدا بیرون نروند، پرداخت زكوه مال به فقرا، به همراه اقامه نماز، جمع بین حُسنهاست. عملكرد حضرت علی ـ علیه السّلام ـ كه در حال ركوع، انگشترش را به سائل داد، تأییدی بر ایجاد عاطفی بین مصلّی و مستمند میباشد.[1]3) در سوره شوری آیه 28 در بیان صفات مؤمنین آمده است: «والذین استجابوا لربهم و اقاموا الصلوه و امرهم شوری بینهم و مما رزقناهم ینفقون» مشورت، پس از امر برپایی نماز اشاره شده است و قطعاً مشورت و شورا وابسته به یك مجموعه است و تسهیل روابط جمعی را در پی خواهد داشت. در دوران قیام ملّت علیه طاغوت، در سالهای 57 و 1356 مشورت, در مسجد صورت میگرفت.4) انسان به غیر از برادر تنی، به برادر دینی هم نیاز دارد و بر اساس آیه 11 سوره توبه، مشركین، اگر توبه كنند و نماز برپای دارند و زكوه را پرداخت كنند در جایگاه برادر دینی قرار خواهند گرفت. یكی از پلهای ارتباطی برای وصول به سیستم برادر دینی، نماز است.5) ارزش انسان این گونه توصیف شده است: انسان مخلوقی است كه به همراه خلق به سوی خالق همسو با طبیعت خلقت، حركت میكند و نماز این توصیف را معنی میبخشد.6) مصلّی اگر نماز فُرادی بخواند با زبان خود میگوید: «ایاك نعبد و ایاك نستعین» فقط تو را عبادت میكنیم و فقط از تو كمك میجوئیم. بیان این گونه، از اتصال انسان با دیگران حكایت میكند[2]. و اگر این گونه نمیبود باید می گفت: «ایاك اعبد و ایاك استعین». همین نمازگزار كه به تنهایی نماز میخواند، به لحاظ ارتباط با همنوعان و خیرخواهی برای همگان، میگوید «اهدنا الصراط المستقیم» ما را به راه راست هدایت كن. همین بیان بندگان خواهی در سلام آخر نماز مشهود است: السلام علینا و علی عباد الله الصالحین» سلام بر نمازگزاران و بر بندگان نیكوكار خداوند. شهید مطهری میفرماید: « در سوره حمد كه جزء قطعی نماز است میگوئیم «ایاك نعبد و ایاك نستعین» خدایا ما تنها تو را میپرستیم، خدایا ما تنها از تو كمك و استعانت میجوئیم. یعنی میگوئیم: خدایا من تنها نیستم، من با همه مسلمانهای دیگر هستم. ضمناً انسان، وابستگی و پیوستگی خودش به جامعه اسلامی را در حال عبادت و بندگی اعلام میكند. خدایا، من فرد نیستم، تك نیستم، من عضوم، جزئی از كل و عضوی از پیكر هستم. «ما هستیم، نه من». در دنیای اسلام «من» وجود ندارد «ما» وجود دارد. [3]7) اقامهگر نماز، اعلام صلح و صفا با همه بندگان صالح خدا میكند. اعلام همزیستی مسالمت آمیز با همه افراد شایسته میكند. در حال نماز میگوید: من با هیچ بنده شایستهای سر جنگ ندارم، چون اگر با بنده شایستهای سر جنگ داشته باشم خود ناشایستهام.8) در مسأله10402 رساله توضیح المسائل امام (ره) آمده است: مستحب است، كه انسان صبر كند نماز را به جماعت بخواند نماز جماعت، از نماز اوّل وقت فُرادی كه آن را طول بدهند، بهتر میباشد. این سه معیار، حكایتگر از عنایت ویژه به ارتباط جمعی و ارتباط انسانها میباشد، كه جماعت بر تكروی رجحان دارد.9) برای اتصال قطره به دریا، شارع مقدّس توصیه میكند، زمانی كه جماعت برپا می شود و نمازگزار نمازش را فُرادای خوانده است، دوباره با جماعت خواند.[4]10) نمازگزارانی كه به بیماری وسواس مبتلا هستند، مرض، آنها را با دوای جماعت حلّ میكند و بدین طریق میفرماید: كسی كه در نماز وسواس دارد و فقط در صورتی كه نماز را با جماعت بخواند از وسواس راحت میشود، باید نماز را با جماعت بخواند. [5]11) در عید فطر كه شادمانی روزه داران بعد از یك ماه روزه داری فراهم میشود، شارع مبین توصیه میكند، نماز عید را در زمان غیبت امام ـ علیه السّلام ـ به جماعت و به قصد رجاء بخوانند. [6]همین سفارش در عید قربان نیز به چشم میخورد تا پیوند نمازگزاران عید قربان استحكام بیشتری یابد.12) «یدالله مع الجماعه» بینش فقهی، برای رفع خشكسالی و نزول باران و فرود آمدن رحمت الهی از آسمان، به نماز استسقاء فرمان میدهد تا دل شكسته مردمان، دفع صد بلا كند. گرچه نمازهای مستحبی از جماعت استثناء است، ولی در نماز استسقاء، جماعت را توصیه میكند تا ارتباط دلها را بیشتر با هم پیوند دهد. [7]13) در بخشنامه فقهی، اصل جماعت است و فُرادی گویی فرع. در صورتی كه نمازگزار به نماز مستحبی اشتغال دارد و از سوی دیگر نماز جماعت برپا شده، در صورتی كه اطمینان ندارد كه اگر نماز را تمام كند به جماعت میرسد، به نماز گزار اجازه داده است نماز را رها كند و برود به دریا بپیوندد و مشغول نماز جماعت شود.14) فرامین مستحبی، پیرامون اقامه نمازهای واجب به صورت جماعت، ثواب مضاعف به تعداد اینكه، اگر یك نفر به امام جماعت اقتدا كند، هر ركعت از نماز آنان ثواب 150 نماز را دارد و اگر دو نفر اقتدا كنند، هر ركعت ثواب 600 نماز دارد، و یا حاضر نشدن به جماعت، از روی بی اعتنایی جایز نیست، و یا شایسته نیست كه نمازگزار بدون عذر، نماز جماعت را ترك كند. همه و همه، از نقش كاربردی صلوه بر محور ارتباط جمعی، حكایت میكند.راهکارهای اجرایی انضباط اجتماعی در پرتو نماز قبل از ارائه راهكارهای اجرایی انضباط اجتماعی، ضروری مینماید پیرامون واژه «انضباط» كنكاشی داشته باشیم.انضباط از باب انفعال در فرهنگهای لغات به معانی ذیل آمده است:1ـ سامان گرفتن، خوب نگاه داشته شدن، نظم داشتن.2ـ سامان پذیری، آراستگی، نظم و ترتیب.3ـ پیروی كامل از دستورهای نظامی، «دیسیپ لین در زبان فرانسویDISICPLINE» مقابل بی انضباطی (فرهنگ معین)4ـ پیوستگی (غیاث اللغات)5ـ نظم و انتظام و ترتیب و درستی، عدم هرج و مرج (ناظم الاطباء)در اسرار الصلوه ص 491 تألیف حاج میرزا جواد ملكی تبریزی، (ترجمه رضا رجب زاده) آمده است:حكمت اصلی در تشریع نماز جماعت، اتحاد قلوب مؤمنین در امر خداست. و برای این اتحاد، فواید بسیاری از قوت اسلام و مسلمین و غیر آن، میباشد. گذشته از این، نماز جماعت در تكمیل نفوس، و قوّت آنها، در سیر الی الله و جلب فیوضات الهی، بسیار مؤثر است.مَثَل اجتماع قلوب، مَثَل اتصال آبهای قلیل به یكدیگر است كه چون به یكدیگر متصّل شوند از صورت آب قلیل خارج شده و كُر میشوند، كه دیگر به اندك نجاستی، طهارتش را از دست نمیدهد.مسأله نظم، در زندگی یك اصل است و نظم، عامل پیشرفت و بی نظمی، عامل شكست انسانها در طول حیات بوده است.آدم بینظمی كه،به موقع خود را به ایستگاه راه آهن نرساند لكوموتیو وقطار، از دسترسی او خارج میشود.داوطلب بی نظمی كه، خود را به جلسه آزمون ورودی دانشگاه به موقع نرساند، از ورود به دانشگاه محروم میگردد.در سوره ماعون میخوانیم «فویل للمصلین، الذین هم عن صلاتهم ساهون» وای بر نمازگزارانی كه برای نمازشان بینظمند. نه ارزش برای آن قائلند، نه به اوقاتش اهمیّت میدهند، نه اركان و شرائط و آدابش را رعایت میكنند و نماز را از وقت فضیلتش به تأخیر میاندارد. در این پیام وحی تهدید به بیانضباطی را مشاهده میكنیم. [8]و امّا راهكارهای اجرایی ذیل، تقویت و انسجام انضباط اجتماعی را موجب میشود:1) وقت شناسی برای برپائی نمازهای یومیه در موعد مقرر و آن هم تأكید بر احراز دخول وقت، در انسان ایجاد نظم میكند.منبع: http://arak.schoolnet.ir/saee/jobran.html
خرید وفروش دامنه فارسی
